تبليغاتX
سوگل
چند نکته:

 ـ با احمق بحث نکنید و بگذارید در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.

 ـ با وقیح جدل نکنید چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحتان را تباه می کند .

 ـ از حسود دوری کنید چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنید باز هم از شما بیزار خواهد بود

ـ تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارید ترجیح دهید.

 

+ نوشته شده توسط سوگل در یکشنبه 1387/03/19 و ساعت 20:17 |

 

 

-         برسنگ قبر کشیشی نوشته شده بود:آن هنگام که جوان بودم و فارغ از همه چیز و تخیلم مرز و محدوده ای نمی شناخت
در سر آرزوی تغییر دنیا را می پروراندم. بزرگ تر که شدم دریافتم جهان تغییر نا پذیر است.پس افق اندیشه ام را محدود تر کردم وبر آن شدم که تنها کشورم را تغییر دهم اما این هم عملی نبود.بعدا تلاش نا امیدانه خود را صرف تغییر خانواده ام کردم اما آنها هم تغییر نکردند.اکنون که در بستر مرگ ارمیده ام به ناگاه حقیقتی را یافتم تنها اگر خودم را تغییر داده بودم می توانستم خانواده ام وکشورم و شاید دنیا را هم تغییر دهم
.

 

+ نوشته شده توسط سوگل در شنبه 1387/03/11 و ساعت 8:55 |

آنسوی گستاخی

 به یاد شیخ ابوالحسن خرقانی، آنکه در گستاخی، کر و فری داشت.
ما اینجاییم و خدا آنجا و بین ما آتش است. آتش نمی گذارد دستمان به خدا برسد.
ما اینجاییم و خدا آنجا و بین ما دریاست. دریا نمی گذارد دستمان به خدا برسد.گاهی اما برای رسیدن به او، نه طاعت به کار می آید و نه عبادت. نه ذکر و نه دعا. نه التماس و نه استغفار.
تنها بی باکی است که به کار می آید. بی باکی عبور از آب و بی باکی گذشتن از آتش.گذشتن از آتش اما نه به امید آنکه آتش گلستان شود و تو ابراهیم.

گذشتن از دریا اما نه به امید آنکه دریا شکافته شود و تو موسی.
آتش را به امید سوختن گذشتن و دریا را به امید غرق شدن.

 جاده ایمان خطرناک است ، پر آب و پرآتش. مسافرانی بی پروا می خواهد. آنقدر بی پروا که پا بر سر همه چیز بگذارند و از سر همه چیز بگذرند، از سر دنیا و آخرت. از سر بهشت و از سر جهنم.
آنان که می ترسند از لغزیدن و می ترسند از افتادن، به راه ایمان نمی مانند.
ایمان را به گستاخی باید پیمود، نه به ترس.زیرا خداوند آنسوی گستاخی است ، نه این سوی تردید و ترس.


+ نوشته شده توسط سوگل در شنبه 1387/03/04 و ساعت 22:35 |


Powered By
BLOGFA.COM