
ديروز يه روز خاص بود
یه روز كه با بقيه روزا فرق مي كرد
روز تولدم![]()
|
ديروز يه روز خاص بود یه روز كه با بقيه روزا فرق مي كرد
+ نوشته شده توسط سوگل در شنبه 1386/09/24 و ساعت
14:2 |
• آنچه شما درباره خود فكرمی كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند • اگر هرروز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید • صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، وآن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست • وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند • كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند • بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی • آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید • اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید • خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید • خداوند به هر پرندهای دانهای میدهد، ولی آن را داخل لانهاش نمیاندازد • درباره درخت، بر اساس میوهاش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش • انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمیزند كه خیال میكند دیگران را فریب داده است + نوشته شده توسط سوگل در شنبه 1386/09/10 و ساعت
12:50 |
شهسواري به دوستش گفت: بيا به كوهي كه خدا آنجا زندگي مي كند برويم.ميخواهم ثابت كنم كه او فقط بلد است به ما دستور بدهد، وهيچ كاري براي خلاص كردن ما از زير بار مشقات نمي كند ديگري گفت:موافقم .اما من براي ثابت كردن ايمانم مي آيم وقتي به قله رسيد ند ، شب شده بود. در تاريكي صدايي شنيدند:سنگهاي اطرافتان را بار اسبانتان كنيد وآنها را پايين ببريد شهسوار اولي گفت: مي بيني؟ بعداز چنين صعودي ،از ما مي خواهد كه بار سنگين تري را حمل كنيم.محال است كه اطاعت كنم ديگري به دستور عمل كرد. وقتي به دامنه كوه رسيد، هنگام طلوع بود و انوار خورشيد، سنگهايي را كه شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن كرد. آنها خالص ترين الماس ها بودند. رام كنندگان حيوانات سيرك براي مطيع كردن فيلها از ترفند ساده اي استفاده مي كنند.زماني كه حيوان هنوز بچه است، يكي از پاهاي او را به تنه درختي مي بندند. حيوان جوان هر چه تلاش مي كند نمي تواند خود را از بند خلاص كند اندك اندك اي عقيده كه تنه درخت خيلي قوي تر از اوست در فكرش شكل مي گيرد.وقتي حيوان بالغ و نيرومند شد ،كافي است شخصي نخي را به دور پاي فيل ببندد و سر ديگرش را به شاخه اي گره بزند. فيل براي رها كردن خود تلاشي نخواهد كرد پاي ما نيز ، همچون فيلها،اغلب با رشته هاي ضعيف و شكننده اي بسته شده است ، اما از آنجا كه از بچگي قدرت تنه درخت را باور كرده ايم، به خود جرات تلاش كردن نمي دهيم، غافل از اينكه براي به دست آوردن آزادي ، يك عمل جسورانه كافيست + نوشته شده توسط سوگل در شنبه 1386/09/03 و ساعت
13:40 |
+ نوشته شده توسط سوگل در شنبه 1386/09/03 و ساعت
13:36 |
|
|