تبليغاتX
سوگل
دوست دارم هيچ بشم غرق درياي سكوت

           نرم نرم

               رنگ آب

                      رنگ دنياي سكوت

                 

 

 

+ نوشته شده توسط سوگل در شنبه 1386/08/26 و ساعت 9:9 |

از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد ،
خدا گفت : نه !رها کردن کار توست ، تو باید از آن ها دست بکشی
از خدا خواستم تا کودک معلولم را درمان کند ،
خدا گفت : نه !روح او بی نقص است و تن او موقت و فناپذیر .
از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد ،
خدا گفت : نه !شکیبایی زاده ی رنج و سختی است ، شکیبایی
بخشیدنی نیست ، به دست آوردنی است .
از خدا خواستم تا خوشی و سعادت ام بخشد ،
خدا گفت : نه !من به تو نعمت و برکت داده ام ، حال با توست که
سعادت را فراچنگ آوری .
از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد ،
خدا گفت : نه !رنج و سختی ، تو را از دنیا دورتر و دورتر و به من نزدیک تر و نزدیک تر می کند .
از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشید ،
خدا گفت : نه !بایسته آن است که تو خود سربرآوری و ببالی امامن تورا هرس خواهم کرد تا سودمند و پرثمر شوی.

من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفرید ازخدا خواستم ، و باز خدا گفت : نه !
من به تو زندگی خواهم داد ، تا تو خود  از هرچیزی لذتی بری .
از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم ،
همان گونه که او مرا دوست دارد ،و خدا گفت : آه ، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم

+ نوشته شده توسط سوگل در شنبه 1386/08/19 و ساعت 9:18 |
• اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید

• خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید

• خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد

• درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش

• انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند دیگران را فریب داده است
+ نوشته شده توسط سوگل در شنبه 1386/08/12 و ساعت 9:39 |


Powered By
BLOGFA.COM