تبليغاتX
سوگل

هر كس دو بار مي ميرد يك بار زماني كه عشق از دلش رخت بر مي بنددو ديگر بار آنگاه كه دار فاني را وداع مي كند .امايقينا مرگ عشق.بسيار دردناكتراز مرگ زندگي است.

                                                                                                     (ولتر)

+ نوشته شده توسط سوگل در یکشنبه 1384/06/27 و ساعت 22:33 |

چون نيك بنگري

زندگي,آموزگار شگفتي ست

بادست مايه ي تجربه هاي شيرين و خاطره هاي تلخ

درك عميق روزهاي عذاب, بسي دشوار است

اما در امتداد همين روزگار سخت

به اكسير قدرت درآميزي و استقامت آموزي

وتجربه مي كني كه به آهنگ هر روز همپاي شوي

                                    ودر تقابل آن استوار باشي.

 

چه غم از پيمودن كوته راهي به درد

                                  وكشيدن باري به ناكامي.

و مي آموزي كه تمناي تو هر چه به سادگي روكند

                                 پاداشي,بايسته تر فراچنگ آري

وآن كه باختن, هميشه گامي ديگر است

                                 به سوي بردن و پيروزي.

 

و ديگر بار چون به عادت ديرينه

                              زندگي لب به خنده گشايد

خويشتن را باز مي يابي

توانمندتراز پيش و به دانشي فراخ

                                 از تماميت بي انتهاي خويش

 

وآن گاه قدرآرام و كام لحظه هاي خوب را دريابي

                               به ژرفايي كه هرگز نمي شناختي.

دونالوين

+ نوشته شده توسط سوگل در جمعه 1384/06/25 و ساعت 23:12 |

رازهايي براي شادي

  1. وقتي كاري براي تو مي كنند آن را لطفي از جانب ايشان بداني ودرصدد جبران برآيي.
  2. در لبخندي است كه بتواند غمگيني را تسلي دهد.
  3. در قلبي است كه بتواند به روي هر بيگانه اي گشوده شود.
  4. ديگران را همان گونه كه هستند بپذيري نه اينكه بخواهي آنها را در قالب دلخواه خودت فروكني.
  5. شادي ديگران را شادي خودت بداني.
  6. در درك آن است كه دوستي ارزشتمندتر از مسائل پيش پا افتاده و ارزشمندتر از سد راه شدن است.
  7. هر اتفاقي را با خونسردي و آرامش خاطر بپذيري.
  8. معناي عشق را در بخشيدن آن بيابي نه در گرفتن آن از ديگران.
  9. راز شادي در قلب پاك و خالي از كينه و خودپرستي است.
  10. متوقع نباشي ديگران تو را شاد كنند بلكه خودت در همه حال شاد باشي.
  11. در داشتن ذهني آرام در طوفان هاي زندگي است.
  12. راز شادي در زيستن در لحظهء حاضر است نه زيستن براي اين لحظه.
  13. راز شادي در رها كردن تعلقات شخصي است اين را بدان كه در واقع هيچ چيز و هيچ كس به ما تعلق ندارد بلكه صاحب اصلي همه چيز وهمه كس خداست.
  14. حرمت همه چيز و همه كس را نگه داري.
+ نوشته شده توسط سوگل در شنبه 1384/06/19 و ساعت 21:27 |

ما در مورد توانايي هايمان آگاهي كامل نداريم و تنها از بخش كوچكي از منابع ذهني و جسمي خود استفاده مي كنيم. به همين دليل انسان به طور كلي در محدودهء بسيار كوچكي از گسترهء عظيم توانايي هاي خود زندگي مي كند. او قدرت هاي بسياري دارد كه به خاطر عادت هايش نمي تواند از آنها بهره بگيرد.

ويليام جيمز

+ نوشته شده توسط سوگل در جمعه 1384/06/18 و ساعت 22:14 |

هر روز,همان روز را زندگي كن

                      و بدين سان تمامي عمر را به كمال زيسته اي.

                             و هرگز اميد از كف مده

                    آن گاه كه چيز ديگري

                               براي دادن در كف داري.

همه چيز در آن لحظه اي به پايان مي رسد

                                      كه قدم هاي تو باز مي ايستد.

By living your life one day at time,

you live all the days of your life.

Don’t give up when you still have

something to give.

Nothing is really over

until the moment you stop trying.

+ نوشته شده توسط سوگل در پنجشنبه 1384/06/17 و ساعت 23:12 |

كاش در دهكده عشق فراواني بود  

 توي بازار صداقت كمي ارزاني بود  

 كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب روي شفافترين خاطره باراني بود

 كاش اگرگاه كمي لطف به هم مي كرديم مختصر بود ولي ساده وپنهاني بود...

+ نوشته شده توسط سوگل در پنجشنبه 1384/06/17 و ساعت 17:48 |

                                              باراني بايد

همه چيز گاه اگر كمي تيره مي نمايد

                           باز روشن مي شود زود

                       تنها فراموش مكن اين حقيقتي است:

                           باراني بايد,تاكه رنگين كماني برآيد

           وليموهايي ترش تاكه شربتي گوارا فراهم شود

  وگاه روزهايي در زحمت

         تاكه ازما,انسان هايي تواناتر بسازد.

 خورشيد دوباره خواهد درخشيد,زود

                                    خواهي ديد.

كولين مك كارتي

if ever things being to look

a little cloudy…

they’ll get better soon.

Just remember thst it's true:

It takes rain to make rainbows,

Lemons to make lemonade,

And sometimes it takes difficulties

To make us stronger and better people.

The sun will shine again soon… you’ll see.

+ نوشته شده توسط سوگل در دوشنبه 1384/06/14 و ساعت 23:5 |

نگران نباشيد كه مردم درباره ی شما چه فكر مي كنند. درواقع آن ها اصلا راجع به شما فكر نمي كنند!!

+ نوشته شده توسط سوگل در شنبه 1384/06/12 و ساعت 20:21 |

بپذيريد كه هرجا كـه هستيد و هر كـه هستيد به اين دليـل اسـت كه خودتـان خواستيـــد. اگـر

موقعيت تان را دوست نداريد,خودتان را تغيير بدهيد.

+ نوشته شده توسط سوگل در شنبه 1384/06/12 و ساعت 20:20 |

مردم عادي اميد و آرزو دارند,افراد متكي به نفس هدف و برنامه.

انسان هايي كه اعتمادبه نفس دارند ابتدا فكر مي كنند,تصميم مي گيرند و سپس عمل مي كنند.

راحت طلبي دشمن شماره يك شهامت و اعتمادبه نفس است.

+ نوشته شده توسط سوگل در شنبه 1384/06/12 و ساعت 20:18 |

چرازنان گريه مي كنند؟

يك پسركوچك سوالش را براي خداوند مطرح كردو پرسيد خدايا چرا زنها به آساني گريه

 مي کنند؟خداگفت:زماني كه زن را خلق كردم مي خواستم كه اوموجود به خصوصي باشد, بنابراين شانه هاي اوراآن قدرقوي آفريدم تابارهمه دنيا رابه دوش بكشد.وهم چنين شانه هايش آن قدر نرم باشدكه به بقيه آرامش دهد.

من به اويك نيروي دروني قوي دادم تا توانايي تحمل زايمان بچه هايش را داشته باشدووقتي كه آنهابزرگ شدند,توانايي تحمل بي اعتنايي آنها را نيزداشته باشد.

-به اوتوانايي دادم كه در جايي كه همه از جلو رفتن نااميد شده اند او تسليم نشود وهمچنان پيش برود.

-به او توانايي نگه داري ازخانواده اش رادادم حتي زماني كه مريض يا پيرشده است بدون اينكه شكايتي بكند.

-به او عشقي دادم كه در هر شرايطي بچه هايش را عاشقانه دوست داشته باشد,حتي اگرآن ها به او آسيبي برسانند.

-به اواين توانايي را دادم كه تمامي اين مشكلات راحل كندوباوفاداري كامل دركنار شوهرش باقي بماند.

ودرآخربه اواشكهايي دادم كه بريزد,اين اشكها فقط مال اوست وتنها براي استفاده اوست درهر زماني كه به آنها نيازداشته باشد,او به هيچ دليلي نيازنداردكه توضيح دهد چرا اشك مي ريزد

خداگفت:مي بيني پسرم,زيبايي يك زن درلباسهايي كه مي پوشد نيست,درظاهراونيست,

درآرايش او نيست,بلكه در چشمانش نهفته است زيراچشمهاي اودريچه روح اوست و

در قلب اوجايي كه عشق او به ديگران درآن قراردارد.

+ نوشته شده توسط سوگل در جمعه 1384/06/11 و ساعت 22:28 |

اگرمي خواهي براي زندگي ات معناي عميقي بيابي ,نمي تواني آن را از لابه لاي اظهارنظر ديگران در مورد خودت پيدا كني.به درون خودت رجوع كن.

تو هميشه انساني مفيد وارزنده هستي-نه به اين دليل كه ديگري اين را مي گويد,نه به اين دليل كه پول زيادي درمي آوري به اين دليل كه تصميم مي گيري اين را بپذيري .

وقتي خودت را باوركني و روحت را الهي وگرانمايه ببيني ,خود به خود موجودي مي شوي كه مي تواند معجزه بيافريند .

وين داير

+ نوشته شده توسط سوگل در پنجشنبه 1384/06/10 و ساعت 16:22 |

نقطهءآغازتصميم هاي بهترنقطهءپايان تصميم هاي بدتر است.

همواره بدهيدوفراموش كنيد,امّابگيريدوبه خاطربسپاريد.

براي دستيابي به آنچه تاكنون به آن نرسيده ايدبايدكسي بشويدكه تاكنون نبوده ايد.

برايان تريسي

 

+ نوشته شده توسط سوگل در پنجشنبه 1384/06/10 و ساعت 16:21 |

يك ضرب المثل چيني ميگه:قلب مثل يك خونه است كه دوتا اتاق داره كه تو يكيش شاديه ويكيش غمپس سعي كن جوري شادي كني كه غم بيدار نشه!!!

+ نوشته شده توسط سوگل در پنجشنبه 1384/06/10 و ساعت 16:19 |

براي يك دوست

اولين بار است كه وبلاگ تو را ديده ام.فكر كردم من هم برايت چيزي بنويسم .روزها مي گذرند هر روز كه مي گذرد ردي و نشانه اي بر جاي مي گذارد حال اين نشانه مي‌ تواند در چروكي بر صورت باشد مثل مادرم و چروكهاي زير چشمانش يا سفيدي يك مو يا نه اصلا يادي از آشنايي،دوستي،عشقي يا تجربه‌اي باشد غم انگيز يا شورانگيز در هر حال مي‌گذرد و آنگاه مرگ فرا مي‌رسد هميشه فكر مي كنم كه مرگ چه مي تواند باشد در هر كتابي،شعري نظري داده شده در شعرفروغ.شاملو،سهراب و ديدهاي متفاوتي هست براي شاملو همه چيز پايان مي پذيرد اما مي گويد اي كاش اي كاش قضاوتي،قضاوتي در كار مي بود به دوستي مي گفتم حتي اگر بداند كه نيست باز آرزويش هست كه اگر آرزوها بروند اميد به بودن نيز ميرود آدمي با آرزوهايش زنده است .شاملو هميشه براي من بسيار محترم بوده طرز زندگيش،فكرش،ورابطه عاشقانه‌اش با آيدا .به خواهرم مي‌گفتم 30سال زندگي بدون تعهد مي‌تواند شكل آرماني يك عشق باشد و به قول خودش آنجايي كه تعهد تن ها پايان مي‌پذيرد.و شعرهاي اجتماعي و سياسي اش كه بهترين نمونه هاي شعرهااز اين نوع هستند .مي گويد و عمل مي كند به آنچه مي‌گويد.آنچه كمتر در ميان ما ديده ميشود همه مي گوييم اما در پس اين نقاب و به قول فروغ: آيا در اين ديار كسي هست كه از آشنا شدن با چهره فنا شدده خويش وحشتي نداشته باشد؟

چند روز پيش تئاتري شبكه 4 پخش كرد زير پوست شير دختر ايستاده بود و مرد نشسته دختر گفت يعني شما واقعا مبارزيد؟خيلي شجاعت مي خواهد من اما ندارم.مرد اما چيزي نگفت تنها يك لبخند و ظهور يك عشق روزها گذشت مرد شعرهايش را مي گفت دختر گوش مي داد عاشق شجاعت مرد بود و جسارتش تا شبي كه خانه ها را تك به تك مي گشتند و يك ساك پر از بمب دستي در خانه مرد بود و از آن دوست مرد .دختر وارد خانه مرد شد كه خبر ورود سربازان را بدهد دستهاي مرد اما به خاطر اين اشتباه دور گردن دوستش حلقه شده بود دختر اين را ديد گفت ساك را من مي برم و5دقيقه بعد دختر در حين فرار كشته شد.تو چه فكر مي كني شجاعت واقعي را چه كسي داشت خودآگاهي مرد از ترسش دختر را زنده نمي كند اما موجب مي شود دختر ديگري قرباني نشود.

تو ميگويي بس است زياد ننويس با شد فقط يك جمله و تمام .فقط شرمنده از اينهمه پراكنده گويي به خاطر تلفن دوستي است كه امروز تلفن زد و گفت كه دلش از بودن گرفته است.

لحظه ها در زمان نيست مي‌شوند چونان دانه‌هاي اشك در باران آنگاه كه مرگ فرا مي رسد.(تيغرو-ريدلي اسكات)

امروز اينجا هم باران آمد باراني يكريز و تند و مي دانستنم كه آن دوست در شهري ديگر اما زير باران راه ميرود آخر آنجا هم باران مي‌آمد

فاطمه

+ نوشته شده توسط سوگل در چهارشنبه 1384/06/09 و ساعت 20:3 |

پرنده هاي قفسي

پرنده هاي قفسي

عادت دارن به بي كسي

عمرشونوبي هم نفس

كزمي كنن,كنج قفس

                  نمي دونن سفرچيه

                  عاشق دربه دركيه

                 هركي بريزه شادونه

                فكرمي كنن خداشونه

يه عمر بي حبيبن

باآسمون غريبن

اين همه نعمت امّا

هميشه بي نصيبن

چه مي دونن به چي مي گن ستاره

چه مي دونن دنيا كيا بهاره

چه مي دونن عاشق مي شه چه آسون

پرنده زير بارون

توآسمون نديدن

خورشيدچه نوري داره

چشمه ي كوه مشرق

چه راه دوري داره

                قفس به اين بزرگي

               كاشكي پرنده بودم

               مهم نبود پريدن

               ولي برنده بودم

              فرقي نداره وقتي

              ندوني ونبيني

             غصّت مي گيره وقتي

             مي دوني و مي بيني

قاب شيشه اي

(سياوش قميشي)

+ نوشته شده توسط سوگل در چهارشنبه 1384/06/09 و ساعت 12:35 |

تاكه بوديم,نبوديم كسي

         كشت ماراغم,اين هم نفسي

               حال كه رفتيم,همه يارشدند

                    خفته ايم وهمه بيدارشدند

قـدرآيينـه بدانيـدچـوهسـت

نه درآن وقت كه افتادو شكسـت

+ نوشته شده توسط سوگل در چهارشنبه 1384/06/09 و ساعت 12:31 |

براي شكستن يك دل فقط يك لحظه وقت مي خواي , اما واسه اينكه از دلش دربياري شايد هيچ وقت فرصت نداشته باشي

ميشه مثل يك قطره اشك بعضي ها رو از چشمات بندازي , ولي نمي توني هيچ وقت جلوي اشكي رو بگيري

+ نوشته شده توسط سوگل در سه شنبه 1384/06/08 و ساعت 22:23 |

 دلا ياران سه نوعند ار بداني            زبانينـد و نانينـد و جانـي

 بناني نان بده از در برانش              حذر كن از رفيقان زبانـي

  دلا ياران جاني را نگهدار            بـرايش جان بده تا ميتواني

+ نوشته شده توسط سوگل در سه شنبه 1384/06/08 و ساعت 20:32 |

                 تفاهم:توانايي تحمل تفاوتها

 

               ديوانگي : تكرار اشتباه و انتظار نتيجه متفاوت .!

 

+ نوشته شده توسط سوگل در سه شنبه 1384/06/08 و ساعت 20:28 |


Powered By
BLOGFA.COM